مدح و شهادت امام حسن مجتبی علیهالسلام
بزرگ بیبـدل؛ آقـای بیقـریـنه؛ حـسن نمیرسد همه عالم به درک " سینِ " حسن به پای صبر حسن، صبر هم سپر انداخت تـمام عـمـر شده حـلـمْ شـرمگـین حسن قـلـم نـگـو تو بـگـو تـیـغ حـیـدر کـرار نگـو که صلـح، بگو شـیوۀ نـوین حسن به دشمنان حسن هر که دست بیعت داد نـدیـد دسـت خـدا را در آسـتـیـن حـسن به مرگ جاهـلیت مردهام جز این باشد خـدا کـند که بمـیـرم فقـط به دین حسن خودش پیاده و مرکب به این و آن بخشید زیـاد هـست کـرامـات اینچـنـین حـسن بـرای خـلـق خـدا کـشـتـی نـجـات شود کسی که شد همۀ عـمر همنـشـین حسن نه کـربـلای حـسـیـنیست کـربـلا تنهـا که سرزمین حسین است سرزمین حسن تـمـام کـربــبـلا بـود مـات و مـبـهــوتِ شـکـوه تـربـیـت قــاسـم آفــریـن حـسـن پـیـاده راه مـیافـتـیـم در مـسـیر بـقـیـع به شوق عرض ارادت در اربعین حسن عجب مقام رفـیعی که با صدای حسین پُر است عـرش خداوند از طـنین حسن تـمـام خـرج مـراثـی کــربـلا شـده بـود نفـس نـفـس زدن سخت واپـسـین حسن تمـام عـرش الـهـی به گـریـه میافـتـنـد به وقـت مرثـیه از اشک آتـشـین حسن به یـاد سـیـنۀ مـجـروح مـادرش زهـرا تمـام عـمر شریفـش زند به سیـنه حسن نـداشت راه نـجـاتی، نداشت دلـسـوزی شریک زندگیاش بود در کـمـین حسن |